سيد ظهير الدين مرعشى

122

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )

و ديگرى شمس الملوك ، و بزرگتر از همه ملك كاوس كه به سنّ ده ساله به عجزى تمام روى به ملك معظم جلال الدوله اسكندر نهادند ، ملك ايشان را عنايت فرمود و به ملك و مال و ده مضايقه ننمود و تمام را تربيت كرد و از ايام صبى به قوت عنفوان شباب رسانيد ، و با ايشان نسبت قرابت به تقديم رسانيد . ملك رستمدار به جهت اولاد ملك مازندران اهتمام فرموده لشكر جرّار زيادى جمع كرده رو به آمل نهاد ، و در قريهء مير اناده نزول فرمود . چون مردم مازندران يك جهت شده بودند ، و افراسياب چلابى حضرت سيد قوام الدين - عليه الرحمه - را همراه آورده بود با لشكر خود بيرون از شهر در ميراناده مصافّ دادند ، در اول وهله فرزند افراسياب چلابى كه قاتل ملك بود ، به قتل آمد ، ولى در آخر هزيمت بر لشكر رستمدار افتاد و سيصد و سى نفر از مردم رستمدار به قتل آمدند . در ذكر انساب آل باوند ملك فخر الدوله حسن بن شاه كيخسرو بن يزدجرد بن شهريار بن اردشير بن كينه‌خوار بن شهريار بن اردشير بن كينه‌خوار بن شهريار بن كينه‌خوار بن رستم بن داراى بن شهريار بن قارن بن سرخاب بن شهريار بن قارن بن شروين بن سرخاب بن به او بن شاپور ابن كيوس بن قباد بن فيروز الملك العجم جدّ انوشيروان العادل صاحب المجد و الكرم عليهم الرحمة و الرضوان . در ذكر اولاد ملوك مذكور فخر الدوله را چنان كه ذكر رفت چهار پسر بود : يكى شاه غازى ، و ديگرى شرف الملوك ، و ديگرى شمس الملوك ، و ديگرى - كه از همه بزرگتر بود - ملك كاوس نام ؛ و پدر او شاه كيخسرو را دو پسر بود : شرف الملوك نام ، پدر او يزدجرد را نصر الدوله شهريار نام پسرى بود و پدر او شهريار را به جز همين نصر الدوله فرزند ديگر نبود . و پدر او اردشير را